احوالات غارت خیامچه آتشها به جان زآه دل لب تشنگان دارمبه دل دود شرار خیمه آن دودمان دارم زده برخیمه ی سجّاد آتش لشکرعدوانفتاده شمع درفانوس لرزان با دل سوزانبه دورش زینب غمخواره چون پروانه سرگرداناز این پروانه از این شمع صدها داستان دارم چنان مردانه خود را زد به شعله دختر زهرانه ازآتش نموده باک و نه ازطعنه ی اعداتماشای محبّت کن بحال سوختن گفتامن این آتش خریدارم بچانم تا که جان دارم بلا را درازل طالب نشد هر کس پشیمان شدنصیب گوهرمحنت مرا با قیمت جان شدبه من هرنوع آتش درطریق عشق ارزان شدسمندر وار در کانون آتش آشیان دارم که دیده شمع را پروانه درعالم به برگیردموفق بروصالش ناشده آتش زپر گیردولی این شمع و این پروانه در یکجا شررگیردکمال عشق مطلق را من ازاینها نشان دارم گرفته دربغل قرص قمرخورشید رخشان راکواکب شد پراکنده تعادل رفت میزان راچنان تیر شهاب اختران زد شعله کیوان راکه تا رورقیامت این نشان د رکهکشان دارم گشوده دست غارت برحرم اوباش نامحرمبه یغما معجر زهرا برفت پرده مریمنهاده رو به صحرا اختران سیدعالمدل ویرانه از ویرانی ان خاندان دارم زدیده خون فشاند تا قیامت دیده پروینبه حال آن گلستانیکه مستولی شود گلچینزده آتش به گلزاررسالت قوم بدآئینچو لاله کاسه دل پر ز خون ارغوان دارم
کلامی تبریزی(ره)برچسبها: غارت خیام, غارت, امام حسین, کلامی تبریزی هیأت شیفتگان بقیه الله الاعظم(عج) ارومیه...
ما را در سایت هیأت شیفتگان بقیه الله الاعظم(عج) ارومیه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 3:38